Search
یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • :
  • :

تبلیغ

سینما

محصولات

تبلیغ

از ما حمایت کنید

دسته بندی: داستانهای خواندنی

داستان جالب: نشانه عشق

نشانه عشق پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد...

داستان بامزه: خروس

می گویند مردی ، خروسی خرید و به خانه برد. وقتی وارد شد ، همسر جوانش ، سر و رویش...

فرشته نجات

نگاهی به  شلوغی شهر انداخت. همه با شتاب پی زندگی شان بودند و حتی به فکرشان هم...

صبح برفی چهارشنبه

دخترک لحظه شماری می کرد پدر از سرکار برگردد، همین که پدر سررسید، سر راهش سبز...

با “قفسه داروها” در پایان سال چه کنیم؟

در پایان سال خانه تکانی دارویی را انجام دهید و داروهای تاریخ مصرف گذشته را...

بخشش

چو افتاده بود که فلانی رفته خانه آقانصرت را نظافت کند که همسرش گفته،...

درخت مانع

آقای اسمیت که به گلف علاقه زیادی داشت، یک روز بعد از ظهر چند ساعتی وقت آزاد...

بخشندگی کوروش کبیر

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که...

حکایت حاج سید مهدی قوام و کمک به زن روسپی

سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند....

درویش تهی دست

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و...

از ما حمایت کنید
Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو